X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

جام جهانی ادامه دارد

اسپانیا تنها تیمی بود که مملو از ستاره بود و بازی زیبایی نمایش میداد

ژاوی-اینیستا-کیتا-تورس-ویا-فابرگاس-پویول همه و همه یعنی تا اینجا اسپانیا لیاقت قهرمانی دارد ولی یک حادثه و گل از تیم سوئیس به رهبری گرگ باران خورده فوتبال اوتمارهیتزفیلد گرچه سخت بود ولی این تیم اسپانیا با این باخت از صحنه به در نخواهد رفت

فرانسه باخت و در خطر حذف قطعی قرار گرفت و به نظر من خروس ها در این جام در حد مرغ ماشینی هم نبودند.تیمی که با خطای هند تیری هانری به جام جهانی خودش را تحمیل کرد و در غیاب ستاره ها یک تیم معمولی هست.

اروگه به رهبری فورلان به جلو می تازد

و مکزیک یها با بازیکنان جوانشان امید به صعود دارند

آرژانتین مارادونا کره جنوبی را در هم کوبید ولی کره جنوبی خوب بازی کرد و هنوز بخت صعود دارد

یونان گرچه نیجریه ده نفره را برد ولی چنگی به دل نمیزند و در همین مرحله میماند .چون آرژانتین مارادونا با لشگری از نابغه های فوتبال را در پیش روی یونان قرار دارند

هنوز هم میگویم تیمی که لیاقت قهرمانی داشته باشد هنوز نداریم گرچه آرژانتین دو برد پیاپی داشت ولی مارادونا با کت و شلوار و ریش و انگشتر  نمیتواند همانند مارادانوی عجوبه  بازیگر مربی درجه اولی باشد 

یا حوادثی دیگر رخ دهد


---در مرکز نگه داری بیماران روان کار میکنم تو ویزیت این هفته از همشون در مورد فوتبال میپرسم

غیر از افسرده های شدید بیشترشون نگاه میکنند اما   مشکلل  یکشون این بود:

دکتر من شب فوتبال ها را میبینیم صبح یادم میره بازی چند چند شد.انگار اصلا جام جهانی را نمیبینم



تاریخ ارسال: جمعه 28 خرداد 1389 ساعت 12:51 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 15 نظر

جام جهانی ادامه دارد

نیوزلند و اسلواکی نه در فوتبال دنیا و نه در میان ایرانی ها محلی از اعراب ندارند

پرتقال را ساح عاجی ها با اریکسون معروف متوقف کردند تا همه منتظر رونمایی از بهترین تیم دنیا در مقابل تیم مرموز به نام کره شمالی (کشوری ایزوله و فقیر و محروم در ینگه دنیا )باشند ولی بازی خوب طوفان زرد سابق آسیا و اشکهای شماره ۹ کره هنگام پخش سرود ملی کشورش هیچ سودی دیگر از این بازی نصیبمان نشد و صدای اعتراض برزیلی ها و طرفداران بیشمار برزیل را در سراسر کره خاکی از دونگای بد لباس به خاطر محروم کردن مردم از دیدن لبخندها و تکنیک ناب رونالدینهو به هوا برد

منتظر اسپانیای دل بوسکه می مانیم شاید در این جام بی ستاره رونقی بدهد به بازیها

----از نتایج دستیاری خبری نیست

----مدام به این میاندیشم:

به کجای این شب تیره بیاویزم

قبای ژنده خود را


تاریخ ارسال: چهارشنبه 26 خرداد 1389 ساعت 14:21 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 7 نظر

جام جهانی


ژاپن شیرهای رام نشدنی را رام کرد تا افتخاری باشد برای آسیا و حسرتی دیگر برای ایرانیها

پاراگوئه ایتالیا را متوقف کرد تا به همه بگوید این ایتالیا حرفی برای گفتن ندارد تیمی که ستاره ای ندارد

هلند گوشه ای از فوتبال ناب هلندی را به نمایش گذاشت ولی هلند تیمی بدون مهاجم است

الجزایر و اسلونی حرفی برای گفتن نداشتند

و هنوز باید منتظر رو نمایی از سه مدعی دیگر باشیم

برزیل

اسپانیا و پرتقال

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 25 خرداد 1389 ساعت 12:45 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 3 نظر

جام جهانی

تب جام جهانی همه گیره

حتی کسانی که فوتبالی نیستند

حتی مریض ها و همراهاشون

جالب اینجاست که همراه مریض ها ترجیح میدن که فوتبال نگاه کنند تا دم و دقیقه گیر بدن مریض ما چی شد

نمیدونم جای ایران خالیه یا نه؟

-برای ویزیت خونه یه پیرزن رفته بودم مشغول دیدن ماهواره و کانال فارسی وان بود ازش میپرسم فیلمم میبینی مادر؟

میگه نه این فارسی وانه خیلی خوبه فقط خیلی بد فارسی حرف میزنن تو هم ببین  اگه بیکاری


-یه بیمار دارم پیرزنه ازش میپرسم حالت چطوره؟

میگه:بد نیستم شما خوبی

دوباره می پرسم حالت خوبه مادر مشکلت چیه؟

میگه:از دولتت بد نیستم شما خوبی؟

میگم بابا منظورم اینا برا چی امدی دکتر

میگه:خوب از همون اول بگو .اول فشارمو بگیر تا بگم


تاریخ ارسال: یکشنبه 23 خرداد 1389 ساعت 19:08 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 7 نظر

تقصیر کیست؟

یه خانم 22 ساله دوتا بچه داره یکی 6 ساله و یکی 5 ماهه بعد از از زایمان اول دچار حالاتی از جمله ترس-اضطراب شدید-و افکاری مربوط به کشتن بچه بوده که مراجعه ای به پزشک نداشته بعد از زایمان دوم مجددا دچار این حالات میشود تا جای که اقدام به خودکشی میکند و 20 روز بستری بوده و یک ماه قبل مرخص میشود چند روز قبل صبح بچه 5 ماهه را کشته((سرش را بریده))و بچه 6 ساله که دچار جراحت از ناحیه گردن بوده موفق به فرار از دست مادر میشود و زنده می ماند ولی به شدت ترسیده و دچار وحشت است در این اتفاقات چه کسی مقصر است
تاریخ ارسال: شنبه 22 خرداد 1389 ساعت 12:50 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 8 نظر

وقتی حوصله نداری و خسته ای

خیلی خسته و بی حوصله ام

امروز صبح بی خیال کار شدم و نرفتم

موبایلم خاموش کردم و تا ظهر تو رتختخواب غلط زدم

با خودم میگم کاش خانه کوچک همسایه درخت سیب نداشت

کاش من پری کوچکی تنهای را نمیشناختم

کاش تو به من نمیخندیدی

کاش روزگاز غریبی نبود

کاش تو نازنین نبودی

کاش تمام خوابهایم واقعیت بود

کاش این واقعیت ها همه خواب بود

کاش قفل افسانه نبود

کاش........

تاریخ ارسال: دوشنبه 17 خرداد 1389 ساعت 16:22 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 12 نظر

روزت مبارک

الو سلام مامان روزت مبارک



تاریخ ارسال: جمعه 14 خرداد 1389 ساعت 12:36 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 3 نظر

بیمار آبادانی

دیشب شیفت بودم ساعات ۱۲ شب یه خانم ۵۰ ساله با پسرش آمدند .درد قلبی داشت و من اول شرح حال گرفتم و هر سوالی میپرسیدم با تاکید میگفت آره

من:دردتون شدیده؟

مریض:خیلی زیاده دارم میمیرم

من:سابقه فشار خون دارید؟

مریض:خیلی فشارم بالا میره 

خلاصه هر چی پرسیدم باتاکید میگفت آره

من براش نوار قلب درخواست دادم که با توجه به سابقه قبلی بیماری قلبی هم داشت نوارقلبش هم مشکل داشت

گفتم باید بستری بشی تا اعزامت کنیم بیمارستان.اینجا متخصص قلب یا داخلی نداریم.گفت نه نمیرم و رضایت میدم میرم خونه.دوباره تاکید کردم بابا با این شدت درد و سابقه قبلی که داری و این نوار حتمان باید بری بیمارستان بستری بشی.قبول نکرد و رضایت داده بره خونه.چند دقیقه بعد پسرش اومد که مادرم راضی شده بستری و اعزام بشه.پرونده بستری و اعزام براش تشکیل دادیم که مریضه دوباره منو صدا زد که دکتر من آبادانیم همه اونا که درمورد درد قلب و فشارم گفتم به اون شدت نبود و حالم بهتره میخوام برم خونه اگه مشکلی داشتم باز برمیگردم.

من:

رکورد میزنیم:

این هفته رکورد شیفتو میزنم

شنبه و یکشنبه و سه شنبه و پنج شنبه=۲۴ ساعته شیفتم

دوشنبه و چهارشنبه=۸صبح-۱بعدالظهر و ۴ تا ۸ عصر

بعیده جمعه صبح زنده باشم

معروف میشویم

این شماره سپیدهم یک مطلب از این وبلاگ چاپ کرده




تاریخ ارسال: دوشنبه 10 خرداد 1389 ساعت 13:45 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 11 نظر

خاطرات پراکنده

اینها خاطراتی پراکنده از شیفت های من  میباشد

۱-درمانگاه شیفت بودم صبح زود زنگ اتاق زدن که مریض داریم ساعت ۶ صبح بود که دیدم یه زن و شوهر و مادر مرده یه  بچه ۳ ساله را بغلشونو .میپرسم چی شده بچه مشکلش چیه ؟باباش گفت از دیشب تا بحال ((جیش))نداشته.یه لحظه با خودم فکر کردم خوب منم از دیشب جیش نداشتم

۲-بعد از زلزله بم من یک سال از طرحمو بم بودم روزگاری بود.زندگی تو کانکس-گرمای خرما پزان-خرابه ها-و ملتی که یک شبه زندگیشون دگرگون شد.یه مریض داشتم میگفت تریاک میکشه و ..من ازش پرسیدم چند ساله معتادی؟به شدت عصبانی شد که من که گرد((هروئین)) نمیکشم که معتاد باشم چرا توهین میکنی دکتر من فقط تریاک میکشم((نمیدونم درسته یا نه ولی اونجا تریاک کشیدنو جزوه اعتیادات محسوب نمیکردن))

۳-برا رفتن به بم و برگشتن از بم من همیشه((ماهی یک بار))ترمینال کرمان میرفتم و تا سوار اتوبوس میشدیم یه خانمه می آمد تو اتوبوس که کمک کنید بچم مریضه و از این حرفها و همیشه من اونو میدیم یه بار که به صندلی من نزدیک شد .پرسیدم خانم من ۹ ماهه میام و میرم هنوز بچه ات خوب نشده؟

۴-یه مریض داشتم ازش پرسیدم مشکلت چیه گفت:((شن))دارم و من با تعجب نگاش کردم و گفتم آخه چه ربطی به دکتر داره که تو شن داری یا سیمان؟گفت دکتر بابا کلیه ا م شن داره.((اونجا به سنک کلیه شن هم میگفتن))

۵-از معتاده که برا ترک آمده میپرسم پول موادو از کجا میاری؟میگه دکتر خدا پول عروسی و عزا و موادو میرسونه

۶-از معتاده می پرسم از کی مواد مصرف میکنی ؟گفت:از زمان شاه پرسیدم چرا میخوایی ترک کنی؟میگه:هم پول ندارم و هم رگ که تزریق کنم یه یک ماه متادون((داروی که برای ترک اعتیاد استفاده میشود)) بدین شاید یا رگ پیدا کردم یا پول .دیگه مزاحمتون نمیشم

تاریخ ارسال: یکشنبه 2 خرداد 1389 ساعت 20:55 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 20 نظر

خدا را کشتند

خدا را کشتند

پای آن کاج بلند

پشت دوبار آمدن چلچله ها

پشت دو برف

روز آغاز دروغ

خدا را کشتند

من مردمانی را دیدم که کمر به قتل خدا بسته بودند



با عرض پوزش از سهراب عزیز



تاریخ ارسال: شنبه 1 خرداد 1389 ساعت 16:05 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 5 نظر