X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

سالی که گذشت

بر چرخش روزگار یک سال گذشت  و بر ما عمری و شاید طولانی تر از یک سال و این گذر بر وادی حیرت و این سرگشتگی بر چیستی ها و چرا ها و آِن همه سوال های بی پاسخ

نه یک سال نبود عمری بود به درازای یک سال و هزران سوال و چرا و سوال های بی پاسخی که باز هم بی پاسخ تر از گذشته یا فراموششان میکنیم و یا همچون بغضی در گلو گاه به یادشان می آورم

بر تو چه گذشت نمیدانم

بر او چه گذشت نمیدانم

سالی بود این سال

غم هایش کم نبود و شادیهای هم

و این رسم روزگار است و من گاه در همان سوال ساده درگیر میشوم که این 

سرنوشت است یا اجبار؟

قسمت است؟

اختیار ؟

و منتظر می مانم 

نه انتظار یا استقبال برای من فرقی نمیکند 

می آید سالی دیگر و هیچ چیز جلودارش نیست 

و گاهی میاندیشم چه خوب است که در تقویم ها این سال را پایانیست تا ما دل خوش کنیم به آغازی دیگر و اگر نبود آغازی دیگر آیا تاب تحمل این کهنه سال بود

و امید این معجزه که به راحتی تمام سلول های مغزم و روحم را میفریبد که سال دیگر سالی دیگر است و فراموش کن همه روزهای سال گذشته را

و............

و من تنها آرزویم این است که  سالی(( نو ))برای همه  باشد این بهاری که میرسد از راه




تاریخ ارسال: جمعه 27 اسفند 1389 ساعت 01:47 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 23 نظر

سال 1389 چگونه گذشت برای شما؟

داره تموم میشه سال 1389

شاید با یک کلمه یا یک جمله نشه تمام اتفاقات سال را بیان کرد

ولی 

خوب یا بد

زشت یا زیبا

شاد یا عمگین

کامیاب یا ناکام

.......

داره تموم می شه

یا دیگه میشه گفت تموم شد 1389


سال 1389 برای شما چگونه بود؟


تاریخ ارسال: شنبه 21 اسفند 1389 ساعت 22:00 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 32 نظر

عید کجا بریم؟


همه یه تجربیات خاصی از سفر دارند که اگه اون سفر دوباره تکرار بشه معمولا بهتر و بیشتر بهشون خوش میگذره

بعضی ها هم یه مسافرتهای میرن که اگه به دیگران از تجربیاتشون بگن معمولا کمک میکنه

و برای بعضی ها سفر یه خاطره خوب است که همیشه به نیکی ازش یاد میکنند

خوب یه سفر البته از نوع ایران گردیش پیشنهاد بدید دیگه

تو ادامه من هم یه سفر پیشنهاد دادم که البته به درد تابستون میخوره ولی تو عید هم خوبه میتونید امتحان کنید با گارانتی میباشد

پی نوشت:

1- سال خوب و سفری خاطره انگیز داشته باشید

2-میگن ((عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد)) خوب بعد اینگه گزینش ردمون کرد و شیف بیمارستانمون حذف شد امسال بعد از سالها عید شیفت نیستیم و تو خونه هستیم .


ادامه مطلب ...
تاریخ ارسال: چهارشنبه 18 اسفند 1389 ساعت 23:03 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 14 نظر

روز زن مبارک

8 مارس روز زن بر تمام زنان ایران زمین و تمامی زنان در گوشه و کنار این کره خاک مبارک باد

و به امید روزی که:

یک زن =یک مرد


پی نوشت:

1-مامان پا تو از روی بهشت بردار

2-داره بهار میاد میشنوید صداشو شما هم

تاریخ ارسال: دوشنبه 16 اسفند 1389 ساعت 23:41 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 23 نظر

قصه های از زندان

این قصه کوتاه است اما قصه رنج است

قصه درد

قصه کودکان بیگناه سرزمین

مینویسم تا آنهای که در جایگاه قانون هستند و آنها که میتوانند کمکی کنند به این کودکان

صبح دو تا بچه 8 و 10 ساله را زندان آوردند.تعجب میکنم .میگم اینها اینجا چیکار میکنند.

میگن:به جرم قتل 

میگم :آخه اینا میدونند قتل چیه

میگن:با یه بچه دعوا میکردند و با سنگ بهش زدند و بچه  و هم بازیشون متاسفانه کشته شده

اسمشونو میپرسم با مظلومیتی تمام میگویند و یکم احساس امنیت میکنند .چند تا سوال دیگه میپرسم ولی حالم آنقدر گرفته شده که چیزی بیشتر نمیتونم بپرسم

پی نوشت:

1-آخه یه بچه با این سن و سال چی میفهمه از زندان و قتل و اعدام

2-برای کودک کشته شده هم آدم متاسف میشه.کودکی که با یک شوخی کودکانه تمام آرزوهایش هم خودش و هم خانواده اش بر باد میرود

2-حالم گرفته است شاید به هم دلیل نمیتونم بیشتر  بنویسم

تاریخ ارسال: شنبه 14 اسفند 1389 ساعت 13:20 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 48 نظر

سکوت

سکوت

علامت رضایت نیست

سکوت تنفری عظیم و بغضی فرو خفته است

که یا  نمیتوانیم فریادش کنیم

یا نمی گذارند فریادش کنیم

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 10 اسفند 1389 ساعت 15:08 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 24 نظر

یک روز در مرکز ترک اعتیاد

من یه مرکز ترک اعتیاد کار میکنم

البته به دلایلی به خودم مرکز ترک اعتیاد ندادند .گرچه این مراکز خصوصی هست و برای کار خصوصی اگر تو شرایط داشته باشی(پزشک باشی-دوره های ترک اعتیاد گذرانده باشی و سابقه کار )هیچ منع قانونی نیست ولی ....تو یه پست قبلا دلیلشو توضیح دادم بگذریم

نیمی از مراجعان مراکز و یا شاید هم بیشتر معتادانی هستند که از این طرف می آیند برای ترک ثبت نام و پرونده تشکیل میدهند و...و دارو میگیرند و از در مرکز خارج نشده دارو ها را میفروشند و مواد تهیه میکنند.گروهی هم مواقعی که دچار بی پولی میشوند و یا آزمایشی دارند و..ناگهان تصمیم به ترک گرفته و چند روز به مراکز میآیند و دارو میگیرند و بعد دوباره روز از نوع و روزگار از نوع

و تعدادی هم به قصد ترک می آیند

دیروز دو مورد برای ترک داشتیم که واقعا اعصابم خرد شده.

1- یه پسر 16 ساله که تزریقی بود و میگفت  دو ساله هروئین شروع کرده.هنوز معصومیت کودکانه از چهره اش میبارید.بهش گفتم آستینهایت را بالا بزن.دستش پر بود از جای تزریق های ناشیانه.و مادرش مدام میگفت پول نداریم شما باید کمکش کنی.

بهش گفتم خانم این دو ساله تزریق میکنه چرا شما کمکش نکردی؟

دو سال چشمهاتو بستی به امید خدا رهاش کردی حالا که دست به دزدی وسایل منزل زده تازه یادت افتاده که باید کمکش کنی؟

گفتم من کمکش میکنم .سفارش میکنم هزینه هم کمتر بگیرن ازش ولی شما مسئولی و باید سرزنش بشی نه این بچه؟

میگه دکتر یه چیز بدهکار هم شدم .مگه من گفتم تزریق کن اصلا به من چه تزریق کنه تا بمیره

میگم:تو که یه ذره دلت به حال بچه ات نمیسوزه انتظار داری دیگران کمکش کنن

میبینم فایده ای نداره با این مادر بی مسئولیت سر و کله زدن.یکم با خوده پسره حرف میزنم .دارو براش مینویسم برای 3 روز که دوباره بیاد ببیتنیم چیکار براش میکنیم

2-یه زن اومده برا ترک.میگه شوهرم معتادم کرده و مصرفم خیلی بالاست یه بچه 1 ماهه هم دارم

کمکم کنید.

نمیدونم دلم به حال خودش بسوزه

دلم به حال اون طفل معصوم یک ماهه

یا تنفر از شوهری که اونو معتاد کرده والان هم میگه میخوایی بری ترک که مردم بشناسنت و آبروی منو ببری؟

3-یک مورد امیدوار کننده هم داریم دیگه پیرمردی که نزدیک 50 سال مواد مصرف کرده و الان 4 ماهه که ترک کرده و هر هفته میاد که من ببینمش و به قول خودش این جونا ببیندش شاید یه ذره به غیرتشون بر بخوره

4- و یه زن که شوهرش و دو تا برادراشو برای ترک میاره و با هزاران امید و دقت پیگیر کارشون و مراقبشونو و خوشبختانه کار ترک و درمانشون هم خیلی خوب پیش میره




تاریخ ارسال: یکشنبه 8 اسفند 1389 ساعت 12:04 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 30 نظر

psm 4 کشته منو

امتحان که تموم شد گفتیم بریم و  adslرا فعال کنیم و چون خونه جدید اومده بودیم  و به خاطر امتحان .گفتم بزار بعد امتحان مجدا میرم و فعال میکنم.یه شرکت دیگه رفتم و برا 6 ماه اینترنت پر سرعت گرفتیم و پولشم دادیم که گفت باید با مخابرات تماس بگیریم که روی این خط تلفن میشه از اینترنت پر سرعت استفاده کرد یا نه و خبرتون میکنیم.

از شرکته زنگ زدن که خط تلفن شما psm 4می باشد و روی این خط نمیشه از اینترنت پر سرعت استفاده کرد و باید برید مخابرات و درخواست بدین که نوع خط عوض بشه.

رفتیم مخابرات و درخواست دادیم که مسئول اون قسمت گفت که امکان نداره و اینجای که شما هستید نمیشه خط را از psm 4 در اورد و نمیشه دیگه.

داشتم از مخابرات بیرون میومدم که یه مهندس آشنا دیدم و جریان گفتم براش  و گفت الکی گفته کی گفته نمیشه این کار را کرد من درستش میکنم و بهت زنگ میزنم

فردا صبح آقای مهندس زنگ زد که برات درست میکنن برو پیش همونی که گفته بود نمیشه.صبح رفتیم و طرف امروز گفت البته با پر رویی تمام؟

شما دکترید؟از آشناهای آقای مهندس هستید؟

من :بله

امروز درست میشه خط

ظهر رفتیم خونه و چک کردیم.ای بابا خط درست که نشده هیچ .تلفن خونه هم قطع شده

همه دارن زنگ میزنن که بابا تلفنتون چرا خط رو خط شده .شمارعه شما را میگیریم یه جای دیگه زنگ میخوره

یه زنگ به شماره خودمون میزنم.یه پیرزنه جواب میده و با عصبانیت میگه از صبخ نمیدونم چه خیر ندیده ای شماره منو انداخته رو شماره این خیر ندیده از بس گفتم اشتباهه خسته شدم

دوباره صبح رفتیم مخابرات .گفتم بابا adsl نخواستیم همون خط خودمونو وصل کنید که گفت تا ظهر درست میشه

ظهر اومدیم خونه تلفنمون درست شده زنگ میزنم به شرکته میگم خط ما از psm4 در اومد بی زحمت بیا این اینترنت ما را وصل کن؟

میگه:امروز 5 شنبه و مخابرات تعطیله .شنبه درست میشه

و این شده ماجرای تکنولوژی برتر ما دیگه

پی نوشت:

1- یه زندانی را امروز معاینه میکنم

میگم مشکلت چیه؟

میگه؟دو تا از بیضه هام درد میکنه


2-زندانی ها رو یه باور غلط چون فکر میکنن هیوسین((قرصی که بیشتر برا دل درد و دل پیچه استفاده میشه))چون آخرش ئین داره از خانواده داروهای مرفین میباشد و این قرص را پودر کرده و با سیگار میکشند و تو هر چی میگی بابا هیوسین با مرفین هیچ نصبتی نداره مگه به خرجشون میره تازه 100 تا دروغ شاخ دار جور میکنن که آخرش اینه که چندتا بسته هیوسین برام بنویس


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 5 اسفند 1389 ساعت 20:53 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 23 نظر

چرا؟

چرا تمام وبلاگ های وردپرس همه فیلتره؟

پی نوشت:

۱-امتحان هم تموم شد نمرم بد نشد ولی باید منتظره رتبه بود البته با این نمره های بالای که میشنویم بعیده امسال قبول شم .

۲-این مطلب هم از همون وبلاگ دوران دانشجوییه


کاش می دانستی همه اشکها غم ها ودردها

بی تو هیچند

می دانم که محال است بیائی برای یک لحظه

حتی در خوابم

۳-الان که بیکاریم و درس نیست نمیدونم چرا حس نوشتن و اینترنت نیست تا ۵ روز قبل این اینترنت چنان وسوسه انگیز بود که میدیدی وسط درس داری وبلاگ می نویسی

تاریخ ارسال: دوشنبه 2 اسفند 1389 ساعت 19:51 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 20 نظر