X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک پزشک سابق زندان

یک پزشک از گوشه ای از این سرزمین.

پیشنهاد یه سفر برای کسانی که گرما کلافشون کرده

این روزها گرما بیداد میکنه .مردم هم مدام پیشبینی وضع آب و هوا را روزی چند بار میبینن و میشنونن و یه چیز جالب اینکه شهرکرد خنک ترین نقطه ایرانه.برای کسانی که نرفتن و میخوانن برن و یه هوای خنک را تجربه کنند من میگم از تجربیات سفر به این شهر و استان.

راههای رفتن به شهرکرد:

۱-هوایی:فقط از تهران و مشهد و کویت

۲-زمینی:شهرکرد تا اصفهان ۸۰ کیلومتره با یه اتوبات توپ و یه تونل خوب یک ساعت برای کسانی که عشق سرعت نیستند.

۳-از طریق یاسوج که ۳-۴ ساعته

۴- خوزستان باید برید ایذه و بعد لردگان و بعد بروجن

۵- از داران تا شهرکرد ۱/۵ ساعته و از تیران تا شهرکرد ۱ ساعت

کجاها بریم تو شهرکرد:

۱- خود شهر شهرکرد پارکهایی زیبا داره

۱- لاله و ورودی شهرکرد:دو تا پارک زیبا و امن

۲-ملت و تهلیجان

۳- تو شهر شهرکرد هتل آزادی-خانه معلم و مهمانسرای جهانگردی است

۴- رستوران خوب قصر در خیابان کاشانی و فسد فود عالی کی ۲

اطراف شهرکرد:

قلعه دزک :

 برای رفتن به دزک که در ۳۵ کیلومتر یشهرکرد قرار دارد و آب و هوایی بی نظیر  داره از این مسیر برید:شهرکرد-فرخشهر-دستگرد -دزک در ضمن در این مسیر شما میتوانید ار پارک سرچشمه فرخشهر-باغات فرخشهر-امام زاده دستگرد هم دیدن کنید و زیباترین غروب ها را در روستای ایرانچه که ۲ کیلومتری دزک است ببینید و لذت ببرید.و همچنین دیدن از حمام تاریخی دزک و شیر سنگی بی نظیر که بر مزار شهید محراب چگینی بوده و نزدیک ۴۰۰ سال قدمت دارد دیدن کنید

۲-سامان:فاصله تا شهرکرد ۱۵ کیلومتر منطقه زیبا با باغات فراوان هلو-گردو و بادام و پل تاریخی زمان خان و ویلاهای بسیار زیبا که اجاره ای هم هستند در ضمن از سامان میتوانید به بن بروید و از گرداب بن دیدن کنید و از بن به چادگان و سد زاینده رود همه این مسیر ها یک ساعته

۳-فارسان در ۴۰ کیلومتری شهرکرد قرار دارد و شهری خنک با چشمه زیبای پیر غار در ضمن هتل خوبی هم دارد

۴-کوهرنگ:در ۸۰ کیلومتر یشهرکرد با طبیعتی بکر و هتل های خوب

۵-تالاب چغاخور:مسیر رسیدن به این تالاب زیبا و بی نظیر از این قراره فاصله تا شهرکرد ۶۰ کیلومتر:شهرکرد-شلمزار-گهرو-تالاب چغاخور در ضمن میتوانید از باغ های آورگان و امام زاده حمزعلی و شهر بلداجی هم دیدن کنید

6- گز بلداجی:

گز بلداجی یک اسم نیست بلکه اسم این گز از شهر بلداجی که در مسیر تالاب چغاخور است گرفته شده

--------

تو ۲ روز میتونی تمام چهارمحال و زیر و رو کنی در ضمن میتونی یک هفته هم بمونی و از آب و هوایخنکش لذت ببری و از دست گرما نجات پیدا کنی

امتحان کنید

اینهم یک سایت خوب در باره سفر و مخصوصا سفر به چهارمحال و بختیاری است

http://biyataberavim.persianblog.ir



تاریخ ارسال: شنبه 26 تیر 1389 ساعت 14:00 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 10 نظر

مکدرات ذهن

مارادونای بزرگ بعد از حذف آرژانتین خانه نشین شده و افسرده

اسپانیائی ها جام را به خانه بردند و هلندی ها با عنوان دومی به خانه برگشتند و آلمانها به خاطر سومی از مردمانشان عذر خواهی کردند

فورلان خوش سیما بهترین بازیکن جام شد

و سهم ما از این جام گزارش های بی مزه خیابانی و دوستان و تحلیل های آبکی و افتخار به این که کمک داورمان در جام یک افساید گرفت

هوا گرمه و خیلی هم گرمه نمیدونم چرا حس هیچ کاری ندارم


هوا بس ناجوانمردانه گرم است


تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 24 تیر 1389 ساعت 14:06 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 8 نظر

جام جهانی به آخر میرسد

نه آرژانتین و نه برزیل و نه آلمان.انگار ((پل))هشت پای پیشگویی آلمانی از تمام کارشناسان .کارشناسانه تر به این جام نظر داشت .پل قهرمانی اسپانیا را پیشگویی کرده که الان تمام طرفداران آرژانتین و برزیل هم طرفدار اسپانیا هستند که با ۷ بازیکن از بارسلونای محبوب فوتبالی ناب ارائه میدهد و ما هم طرفدار اسپانیا میمانیم.

تو این هفته ۵ روز کشیک بودم.و کشیک های شلوغ اساسی

۱-خوابت میاد دکتر:

شب تا صبح مریض داشتیم و بین مریض ها چند دقیقه ای چرت میزدم.ساعت ۷ صبح یه مرده اومده با سرماخوردگی.میگه دکتر خوابت میاد انگار؟میگم اره خیلی شلوغه بوده.میگه:ای بابا این همه پول دولت بهتون میده بازم خوابتون میاد؟و من به ۵ ماه شیفت دادن با ساعتی ۴۵۰۰تومان که تا امروز حتی یک ریالشم ندادن هنوز می اندیشم

۲-یه معجزه کوچولو

یه پدر مادر جوان .ساعت ۲ شب با وحشت تمام و گریه توی اورژانس میدوند و من تنها چیزی که متوجه میشوم اینه که پدر و مادره با گریه و فریاد میگن توی چشم دختر ۵ ماهشون سیخ رفته.بچه را میگیرم چشمش بسته و متورم به آرومی با چراغ قوه چشمشو میبیتنم .مردمک سالمه و به نور پاسخ میده.خونریزی نداره و ورود سیخ به چشم با عث زخم پلک پایین شده.پدر مادرش باور نمیکنند که چشم بچشون سالمه و مدام می پرسن مگه میشه؟پدره میگه من خودم سیخ را از چشمش در آوردم

۳-نقشه زیرکانه

باید این بچه کوچولو را میفرستادم بیمارستانی که مرکز چشم پزشکی داشته باشه تا پشت دستگاه چششمشو ببیند.ولی آمبولانس ها به دلیل شلوغی هر دوتاشون مریض برده بودند.ساعت 3 شب بود هیچ آژانسی هم پیدا نشد که این بیچاره ها را ببره بیمارستان.در همین حین یه آقا زنشو به دلیل کمردرد شدید آورده بود اوژانس.مرفین-دیکلوفناک-متوکاربامول_و....هیچکدوم فایده نداشت و خانمه فقط جیغ میزد که درد دارم و شوهرش هم به ما گیر میداد گه چرا خوب نمیشه.در همین حین پرستارمون گفت دکتر این مرده با زنش دعوا کرده و در اصل زنه چیزیش نیست داره از لج شوهرش این کا را را میکنه.آقاهه اومد گفت .خانمم خوب نمیشه میخوام ببرمش بیمارستان و ناگهان یه نقشه به ذهنم رسید.گفتم :اره حتمان ببر عکس یا سونو بگیرند....و حالا که میری این زن و شوهر را هم ببر بچشون گناه داره .چشمشو ببینن

۴-داماد نمونه:

پسر ۱۸ ساله به دلیل مصرف بیش از حد مشروبات الکلی را آوردند توی اورژانس از شدت بوی مشروب نمیشه نزدیکش رفت.خواب الوده.سرم وصل میکنیم و اقدامات اولیه .همراهاش مدام میگن خوب میشه .میگم باید بمونه .میگن نمیشه دکتر این امشب عروسیشه.دارم شاخ در میارم.میگم این که ۱۸ سالشه.تازه مگه کسی که عروسیشه اینقدر زهرماری میخوره.۱۱۰ آمده برای صورت جلسه.همراهاش میگن سرکار هولوی نشسته خورده مسموم شده.از من میپرسه میگم چی بگم آنکه عیان است چه حاجت به بیان است.کم کم داره حالش خوب میشه.میپرسم چقدر خوردی؟میگه خیلی .

میگم  امشب عروسیته؟میگه اره میایی دکتر؟میگم نه قربان لطفتون.

۵-آخرش منو میکشید

یه پیرزن با دل درد و اسهال و استفراغ مراجعه کرده براش سرم و آمپول می نویسم.پرستارمون میخواد براش سرم وصل کنه.پیرزنه داره اشهد میخونه و مدام به پسرش بد و بیراه میگه:من میمیرم .من تا بحال دکتر نیومدم.میخوایی بکشید منو.پسرش میگه ببخشید دکتر.ماردرم تا بحال سرم نزده و خیلی میترسه.سرمش تمام میشه .میگم مادر دیدی نمردی.میگه شانش آوردم ولی آخرشم شماها منو میکشید و اشاره به برانول دستش میکنه.

۶-فرصتی برای خواب

یه پیرمرده به دلیل سقوط از ارتفاع((افتادن از روی الاغش))آمده اورژانس .شرح حال میگیرم و معاینه .مشکلی نداره براش یه داروی مختصر مینویسم.میره بیرون مطب میشینه و پسرش میره داروخانه دارو بگیره.یکباره صدای کمک میاد میام از اتاقم بیرون دونفر پیرمرده که کف سالن افتاده را دارن بلند میکنن.دکتر این حالش بده داره میمیره.میارنش تو اتاق رو تخت می زارن.بلند میشه میشینه.میگم چی شد افتادی کف سالن؟میگه :هیچی خودم خوابیدم.گفتم تاپسره میاد یکم اینجا دراز بکشم هواش خنکه

نتیجه گیری:

از اون روز که بنزین سهمیه بندی شده من فکر میکنم معرفت مردم هم کم شده

تازگی ها جای بنزین تموم کرده ماشینتون؟



تاریخ ارسال: شنبه 19 تیر 1389 ساعت 16:02 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 10 نظر

لعنت به تو دونگا

فاجعه بود یا اتفاق

برزیل دوست دا شتنی حذف شد

بزریل همان روز حذف شد که دونگا جهان را از دیدن تکنیک ناب رونالدینهوی آماده محروم کرد و کاکای نا آماده را به جام آورد و آدریانو و پاتو را برزیل جا گذاشت تا برای بازی های بزرگ بازیکن بزرگ نداشته باشد.

اروگوئه و وقتی شانس در خانه آدم را محکم میزند

شاید یک نفر هم فکر نمکرد این اتفاق بیفتد.مهاجم اروگوئه ای در دقیقه ۱۲۰ توپ را با دست گرفت تا گل نشود.من گفتم عجب حماقتی کرد ولی وقتی میبینی دقیقه ۱۲۰ است و توپ گل میشد و کار تمام با خودم میگوییم عجب ای کیویی بود این بشر.و اتفاق شوم برای ستارگان سیاه افتاد.پنالتی گل نشد و اروگوئه در پنالتی بازی را برد و ستارگان سیاه به خانه بازگشتند

من از این میترسم که شاهد یک فینال اروپایی در قلب قاره سیاه باشیم.همه امیدمان به مارادونا و عجوبه ای به نام مسی است.

مدتهاست شانس در خانه ما را نمیزند

شما چطور؟


تاریخ ارسال: شنبه 12 تیر 1389 ساعت 13:51 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 11 نظر

جام جهانی و....

این روزا کنکوره

اینهمه استرس اینهمه سختی

من به این می اندیشم کجای دنیا به بیش از یک میلیون خانواده کشور که نزدیک نیمی از جمعیت کشور را شامل میشود اینهمه استرس و اضطراب وارد میکنند

تازه برای آینده نامعلوم کاری و شغلی و....

مهمترین نمونه آن امتحان دستیاری و سرنوشت پزشکان

نمیدونم .خیلی ها در پرتوی این کنکور پول در می اورند.موسسه های گوناگون و ....

ولی چیزی که مهمه من معتقدم مقاوم ترین مردمان این جهان ایرانی ها هستند.که هر سال این همه استرس را تحمل میکنند در کنار تمام مشکلات اقتصادی-اجتماعی و... ولی باز سال دیگه و سالهای دیگه و فرزندان دیگر این تراژدی را تحمل میکنند.

امروز یک چهارم جام جهانیه

بهترین حالت:آرژانتین-اسپانیا و غنا -برزیل و فینال رویایی آرژانتین-برزیل

نظر شما چیه؟

تاریخ ارسال: جمعه 11 تیر 1389 ساعت 13:41 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 7 نظر

و جام جهانی حساس تر میشود....

آلمانها انگلیس پیر را با دن فابیو له کردند هر چند گل سالم لمپارد هم اگر هم قبول میشد دردی دوا نمیکرد.

آرژانتین مارادونا می تازد و منتظر نبرد حماسی مارادونا با ژرمن ها در دیداری جذاب میمانیم.آیا مارادونا انتقام فینال ۹۰ را میگیرد یا دوباره شاهد اشک های مارادونا خواهیم بود.

منتظر برزیل-هلند -اسپانیا-پرتقال میمانیم.

آیا شاهد فینال رویایی آرژانتین -برزیل خواهیم بود

۵ تیر روز جهانی مبارزه با مواد مخدر

من پزشک زندان و یک مرکز ترک اعتیاد هستم.آمار وحشتناک ابتلا به مواد مخدر و هجوم مواد مخدر صنعتی جدید.خطری فراتر از تصور است که در کمین همه نشسته.

زندگی نکبت بار و فلاکت بار معتادان:فقر -فحشا -سرقت-قتل-زندان-طلاق-بچه های فقر و طلاق و اعتیاد-قاچاق مواد مخدر-بی کاری-افسردگی و...-در یک چرخه پایان ناپذیر گرفتار شده اند-

هزینه های وحشتناکی که صرف مبارزه فیزیکی میشود و بی نتیجه-مراکز ترک اعتیاد با بازده بسیار ناچیز-کمپ های بی ثمر و نسلی که در حال فناست

آیا زمان اندیشیدن و فکری اساسی و درست و استفاده از تجربیات دیگر کشورها در مبارزه با مهمترین و خطرناک ترین مشکل نسل فعلی نرسیده است؟



تاریخ ارسال: دوشنبه 7 تیر 1389 ساعت 12:47 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 10 نظر

جام جهانی ادامه داره و...

۱-نتایج دستیاری آمد و من هم مثل خیلی از دوستانم با نمره های خوب هیچی قبول نشدیم و در عوض تعدادی از مدیران محترم با نمره های بسیار پایین رشته های خوب و لوکسو تصاحب کردند به همین راحتی

۲-ایتالیا و فرانسه قهرمان و نایب قهرمان جام جهانی قبل حذف شدند.ژاپن و کره جنوبی افتخار آفریدند و با اقتدار به مرحله بعد رفتند.تیم های آفریقایی با وجود بازی های خوب همه غیر از غنا حذف شدندو تیم های آمریکایی جنوبی به جلو می تازنند

میشود به امید یک فینال رویایی بین تیم های برزیل و آرژانتین و یک رده بندی ناب بین ایسپانیا و هلند بود

۳-یک مرده بچه کوچیک ۵ ماهه شو که دستش با آب جوش سوخته بود اورژانس اورده بود .سوختگی سطحی بود یه پانسمان کوچولو و یک قطره استامینوفن برای دردش براش نوشتم.رفت و نیم ساعت دیگه برگشت با عصبانیت تمام که این بچه ساکت نمیشه اعصابمو خرد کرده.یه آرامبخشی .مسکنی بزن براش.نگاش میکنم معلومه خماری بهش فشار آورده از طرفی میترسم یه بالای سر بچه بیاورد.او که نگران سوختگی دست بچه نیست و همه نگرانیش اینه چرا گریه میکنه.بهش میگم استامینوفن بهش می دیدم آروم میشه این بچه است شما نگران نباش.

۴-و من به این می اندیشم این بچه بیگناه به کدامین گناه در دامان این پدر قرار گرفته که حتی نمیخواهد گریه یک طفل را تحمل کند .ایا او یک پدر است؟

تاریخ ارسال: جمعه 4 تیر 1389 ساعت 15:38 | نویسنده: پزشک زندان | چاپ مطلب 6 نظر